محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
448
مخزن الأدوية ( ط . ج )
ساذج به فتح سين و الف و ذال معجمه و جيم به هندى پتر و تيزپات نيز نامند . ماهيت آن : برگ درخت هندى است باريك طولانى از برگ بيد عريضتر و ضخيمتر و خوشبو و اندك تند طعم و زرد رنگ و اندك خشن و پنج خط طولانى از طول از بيخ برگ آن رسته تا به سر برگ رسيده يكى از وسط و دو در كنار برگ و دو در ما بين كنار و وسط و خطوط باريك در عرض برگ چنانچه در برگهاى ديگر اشجار مىباشد و درخت آن بلند و بزرگ و چوب آن نيز خوشبو و پوست آن شبيه به سليخه مىباشد و به جاى سليخه مىفروشند و منبت آن اكثر در كوهستانها است و در كوهستان سلهت كه شمالى و شرقى بنگاله واقع است و درخت آن را از آنجا احياناً به مرشدآباد و غير آن نيز مىآورند و گويند در غير بلاد هند نيز به هم مىرسد و ليكن اصل ندارد و قوّت آن تا سى سال باقى مىماند و بهترين آن تازه تند بوى تند طعم آنست كه فاسد نشده و شورمزه نباشد و بوى آن شبيه به بوى اسارون و وج و ايرسا بود . طبيعت آن : در سيّم گرم و در دويّم خشك . افعال و خواص آن : حافظ ارواح و اخلاط و مفرح و مسمن و محلل رياح امعا و مصلح حال معده و مقوى احشا و اعضا و مدر بول و حيض و شير و عرق و جهت وسواس و جنون و وحشت و تقويت حواس و سيلان آب دهان و بدبويى آن كه از شركت معده باشد و خفقان و وجع فؤاد و درد جگر مزمن و امعا و رياح و استسقا و يرقان و سپرز و تفتيت حصات و عسر ولادت و اخراج مشيمه و دفع مره سودا و منع داخس و جميع امراض مقعده و رحم و اكتحال آن به تنهايى و يا با ادويه مناسبه جهت بياض و سلاق و ظلمت بصر و ناخنه نافع و نگاه داشتن آن هميشه در زير زبان جهت لكنت زبان و بدبويى دهان كه به مشاركت معده باشند مفيد و ضماد كوبيده مطبوخ آن در شراب جهت تحليل اورام اجفان و طلاى آن با سركه جهت رفع بدبويى زير بغل و كنج ران و بخور آن جهت رفع عسر ولادت و مشيمه و گذاشتن آن در ميان جامه و اقمشه جهت منع كرم زدن آن مؤثر و در ساير قوى و افعال قريب به سنبل الطيب و از آن ضعيفتر و مضر ريه ، مصلح آن مصطكى و مضر مثانه و مصلح آن شربت به . مقدار شربت آن : در مطبوخات تا يك مثقال و در معاجين تا نيم مثقال . بدل آن : دو وزن آن سنبل هندى و گويند سليخه و يا طاليسفر است . ساكودانه به فتح سين مهمله و الف و ضم كاف عجمى و واو و فتح دال و الف و فتح نون و ها . ماهيت آن : دوايى است كه در جزيره دهناسرى و شهرناد و جنك سيلان و مركى و كده و ملاخا كه از جزاير زيربادند پيدا مىشود درخت آن مانند درخت سينبهل كه درخت هنديست كه از ثمر آن نوع پنبه به هم مىرسد و پوست آن بسيار ضخيم و استخوان آن نازك رخو مردمان آنجا اولًا پوست سخت بالاى آن را دور مىكنند و اره دندانهدارى از چوب ترتيب داده بر آن درخت مىكشند از آن دانهها و مانند فتيله نيز چيزى جدا مىشود آنها را خشك كرده دانهها را مىفروشند و فتيله مانند را كه كم بها است به مصرف خود مىآورند و به قول ديگر گردى است كه در جوف درختى در آن امكنه مىشود برمىآيد آن را با آب خمير كرده حبوب بسيار صغار مانند نقل خشخاش مىسازند و مىفروشند . طبيعت آن : گرم در دويّم و تر در اول . افعال و خواص آن : مقوى و مبهى و منعظ و مسمن بدن و ملين طبع است و دستور آشاميدن آن آنست كه قدرى از آن را با شير تازه دوشيده مانند شير برنج طبخ نموده به قند يا نبات شيرين كرده مىآشامند و كسى را كه شير موافقت نمىكند يا در بيماريها در آب پخته و با نبات شيرين كرده مىخورند . مقدار شربت آن : از ده مثقال تا بيست مثقال است . سالامندرا به فتح سين و الف و لام و الف و فتح ميم و سكون نون و فتح دال و راى مهملتين و الف اسم يونانى نوعى از عظايه است و به تركى بيلانه اغوديرن نامند . ماهيت آن : حيوانيست شبيه به مار و دست و پا دارد و دستهاى آن كوتاهتر از پاها و گردن آن باريك و دم آن كوتاه و بزرگتر و پهنتر از سام ابرص و لون آن ابلق از زردى و سياهى و بطىالحركت و اكثر سر و دم آن سياه مىباشد و گويند آتش در آن تأثير نمىكند و اگر در تنور اندازند آتش تنور افسرده گردد و اين اصلى ندارد و نيز گويند چون سنگ بر وى زنند كارگر نشود . طبيعت آن : بغايت گرم و خشك . افعال و خواص آن : يك مثقال آن از سموم قتاله است مانند ذراريح و مسخن و معفن و مقرح جلد و روغنى كه در آن مهرّا پخته باشند سترنده موى و مقرح عضو و چون دست و پاى آن را قطع كنند و احشاى آن را اخراج نمايند و در عسل چند روز بيندازند ماليدن آن عسل جهت درد مفاصل و اورام بارده نافع و علامات كسى كه آن را خورده باشد كزاز و خدر و درد معده شديد و ورم شكم شبيه به استسقا و احتباس بول و ورم زبان و زوال عقل و تبديل رنگ بدن به سياهى و بنفشى مانند بادنجان و